و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بل
و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. (سوره آل عمران آیه ۱۶۹)
📆 روز بیستم چلهی شهدا
در تاریخ : ۱۴۰۴/۴/۲۵
اَعمال چله :👇👇👇
🔸قرائت فاتحه هدیه به روح مطهر شهید عزیز
🔸یک مرتبه زیارت عاشورا از طرف شهید حسین جمالی هدیه به آقا امام حسین عليه السّلام
وفای به عهد🥺❤️🩹
🌷شهید حسین جمالی🌷
تاریخ تولد: ۱ / ۷ / ۱۳۶۵
تاریخ شهادت: ۱ / ۸ / ۱۳۹۴
محل تولد: فارس،فسا،خورنگان
محل شهادت: سوریه
مادر شهید میگوید← انتخاب نام برای حسین حکایتی دارد،خواب دیدم که برادر شهیدم عبدالرزاق به خوابم آمد و گفت در خانوادهی ما بچهای به دنیا میآید و قالیچه ای را به من داد،زمانی که قالیچه را باز کردم،دیدم نام حسین روی آن نوشته شده است،🌱تصمیم گرفتم نام او را بعد از به دنیا آمدن حسین بگذاریم،حسین بعد از ماه محرم و صفر قرار بود داماد شود اما خواست خدا بر این بود که بجای رخت دامادی خلعت شهادت بپوشد🌱
حسینم در ماه محرم متولد شد ما به رسم هر ساله در روز تاسوعا نذری میپزیم و بانی آن حسین بود،آن روز تمام وسایلهای نذر را خرید🍲سپس لباسهایش را جمع کرد و درون ساک گذاشت.🥀از زیر قرآن ردش کردم و آب را پشت سرش ریختم و با یک نگاه غم و عمیق رفت سوریه🚌
سوم محرم زنگ زد گفت مادر چه خبر از حسینیه؟ گفتم:مادر کی میای؟گفت: روز تاسوعا خانه هستم.
همرزم شهید میگوید← شب عملیات بود قرآن در دست گرفته بودم و بچه ها از زیر آن میگذشتند🌙حسین با موتور چهارچرخ در حال گذشتن از زیر قرآن بود که گفت: دعا کن فردا اولین شهید روز تاسوعا باشم.🕊️
مادر شهید میگوید← روز تاسوعا شد و ما طبق روال هر ساله، در آشپزخانه حسینیه نذر را بار گذاشتیم🍲هر که میآمد میپرسید حسین کجاست⁉️ میگفتم: زنگ زدم گوشیش خاموشه حتما توی راهه اما همان روز خبر شهادتش را آوردند🕊️😭
گفت تاسوعا بر میگردم برگشت اما جور دیگر🥀او با اصابت تیر به پهلو در روز تاسوعا شهید و به سیمرغ محرم شهدای عملیات محرم ملقب گردید🕊️
📆 روز بیستم چلهی شهدا
در تاریخ : ۱۴۰۴/۴/۲۵
اَعمال چله :👇👇👇
🔸قرائت فاتحه هدیه به روح مطهر شهید عزیز
🔸یک مرتبه زیارت عاشورا از طرف شهید حسین جمالی هدیه به آقا امام حسین عليه السّلام
وفای به عهد🥺❤️🩹
🌷شهید حسین جمالی🌷
تاریخ تولد: ۱ / ۷ / ۱۳۶۵
تاریخ شهادت: ۱ / ۸ / ۱۳۹۴
محل تولد: فارس،فسا،خورنگان
محل شهادت: سوریه
مادر شهید میگوید← انتخاب نام برای حسین حکایتی دارد،خواب دیدم که برادر شهیدم عبدالرزاق به خوابم آمد و گفت در خانوادهی ما بچهای به دنیا میآید و قالیچه ای را به من داد،زمانی که قالیچه را باز کردم،دیدم نام حسین روی آن نوشته شده است،🌱تصمیم گرفتم نام او را بعد از به دنیا آمدن حسین بگذاریم،حسین بعد از ماه محرم و صفر قرار بود داماد شود اما خواست خدا بر این بود که بجای رخت دامادی خلعت شهادت بپوشد🌱
حسینم در ماه محرم متولد شد ما به رسم هر ساله در روز تاسوعا نذری میپزیم و بانی آن حسین بود،آن روز تمام وسایلهای نذر را خرید🍲سپس لباسهایش را جمع کرد و درون ساک گذاشت.🥀از زیر قرآن ردش کردم و آب را پشت سرش ریختم و با یک نگاه غم و عمیق رفت سوریه🚌
سوم محرم زنگ زد گفت مادر چه خبر از حسینیه؟ گفتم:مادر کی میای؟گفت: روز تاسوعا خانه هستم.
همرزم شهید میگوید← شب عملیات بود قرآن در دست گرفته بودم و بچه ها از زیر آن میگذشتند🌙حسین با موتور چهارچرخ در حال گذشتن از زیر قرآن بود که گفت: دعا کن فردا اولین شهید روز تاسوعا باشم.🕊️
مادر شهید میگوید← روز تاسوعا شد و ما طبق روال هر ساله، در آشپزخانه حسینیه نذر را بار گذاشتیم🍲هر که میآمد میپرسید حسین کجاست⁉️ میگفتم: زنگ زدم گوشیش خاموشه حتما توی راهه اما همان روز خبر شهادتش را آوردند🕊️😭
گفت تاسوعا بر میگردم برگشت اما جور دیگر🥀او با اصابت تیر به پهلو در روز تاسوعا شهید و به سیمرغ محرم شهدای عملیات محرم ملقب گردید🕊️
- ۱.۲k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط