روی مرز باریکی قدم می زنم

روی مرز باریکی قدم می زنم

جایی که دلم

نه بودنـــــــ را می خواهد

نه نبـــــــودن را...
دیدگاه ها (۶)

دکتر میگه چشات ضعیفهمیگم,دُکی بذار [ نبینه ]

#

...

. یــِـ رُوحــِ آرُومــُ آســِمــُونــِ آبــیــ طَــلــَبــ ...

جامانده‌ام از راه کربلا، اما دلم را روانه کرده‌ام…قدم‌هایم ا...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

با هم بشنویم و بخوانیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط