اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو


ا
دیدگاه ها (۱)

تَمـــــامه زِندگیــــــَم قُـــــــربانــــــی عَشقــــــــ...

یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانییکــــــــــ بار که ...

گاهــــــــــیارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک خاطره ...

معجزه میکند گذشت زمـــــــــــــــــان!! بـــــــــ...

یاد گمشده یی

آخرین بحث پارت ۱۳

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط