می توانستم فراموشت کنم،اما نشد

می توانستم فراموشت کنم،اما نشد

زندگی یعنی همین،جبری به نام اختیار



پوریا شیرانی

عکس:عشق و سیم های خاردار.پاریس 1944
دیدگاه ها (۱)

از من رفتیهمچون مرغ مهاجراز آبگیر پیردر تو شوق رفتن بوددر من...

من به تنگ آمده اماز همه چیزبگذارید،هــــــــــــواری بزنم! ف...

در یک مهمانییک خیابانیا حتی یک مغازهچرا برحسب اتفاقما جایی ب...

از در بالا رفتـمپلـه ها را بـاز کردملباس خوابم را خواندمدکمه...

آرزو می کنم" نشد که بشه "های زندگیتون به صفر برسه...🍓‌‌‌‌‌‌‍...

🔶 قالیباف: من دیپلمات نیستم اما خوب می دانم چطور به آمریکا ت...

🌱آرزو می کنمکتاب های خوب بخوانی، آهنگ های خوب گوش کنی، عطر ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط