پارت

پارت۱۸


کوک:
من و دختر عموم قرار بود باهم ازدواج کنیم سولی بود اسمش ولی من جواب منفی دادم و دنبال یه دختر بودم تا بابا دست از سرم برداره سولی هم بهم چسبیده بود و وقتی یوریو دیدم جذبش شدم و تصمیم گرفتم مال خودم بکنم و لی الان نمیتونم به یوری بگم
_خب دختر عمومه نباید دلش تنگ بشه؟فامیلمونه خب
+نه خیر تو که به هیچکس رو نمیده پس چرا باید اون همچین کاری بکنه
_خب اونه دیگه بیخیال
یوری:
خیلی حسودیم شده بود و چشم غره رفتم بهش و لب و لچم افتاد
_بریم برات دوکبوکی درست کنم؟
+نمیخوام
_یورییییی
.....+
رفتیم اشپزخونه و من نشستم رو اپن و اونم داشت اشپزی رو شروع میکرد
_خب عشقم چطوری دوست داره تند یا شیرین
+مهم نیست(چشم غره رفتم)
_یورییی
+همونطوری که همیشه درست میکنی(بی حس)
_خیلی خب
یوری:
همونطوری گذاشت دوکبوکی ها بپزن اومد سمت من و دستشو گذاشت دو طرف من و بین خودش و اپن حبس کرد
+چیه
_چرا عصبانی
+عصبانی نیستم(به چشماش نگاه نمیکردم)
_ببین اخه چی میشه مگه دختر عمومه خب
+مگه من چیزی گفتم
_چیزی نگفتی ولی رفتارت میگه
‌......+
_یوری
.....+
_یورییییی(اروم و اغواگرانه)
+اسممو به زبونت نیاد برو با سولی جونت
_ایخداااااا یوری سولی هیچ ربطی به من و تو نداره خب
+سولی...اسمشو یه جوری با علاقه میگی انگار دوست دختر بود
_اه یوری اه
+اسمم منم اونطوری صدا کن
_چطوری اخه
.....+
یهو دیدم لباشو گذاشت رو لبام
دستش پشت گردنم بود و یه دستش روی رونم
منم دستم روی سینه هاش بود که هنوز تیشرت نپوشیده بود
_مممممم
+بس.....ه....
_اهههه
+الان خرم کردی؟
_دور از جون،نه
+دیگه نباید بهت پیام بده
_خیلی خب
+دوکبوکی ها نسوزن
_اااا راست میگی
یوری:
رفتم پشتش و یدونه از دوکبوکی ها رو خال خوردم
_هیییی دزد کوچولو
+مممم
دوکبوکی ها پختن و رفتیم نشستیم و خوردیم و اب خوردم و رفتم قسمت دارو ها کشو رو باز کردم و قرص معده درد برداشتم
_برای چی اون قرصو میخوری؟(حالت جدی)
+ها....چیزی نیست فقط چند روزه معده درد دارم
_چرا بهم زودتر نگفتی چند روز؟
+خب اخه یه هفته چیزی نیست
_یه هفته؟(عصبی)
+اره(اروم)
قرصو خوردم
_فردا میریم دکتر
+نمیخوام
_یورییی(جدی)
+خیلی خب
فردا صبح:
بیدار شدم و رفتم پایین و صبحونه خوردیم و حاضر شدم و رفتیم دکتر و من گوشیمو ارش گرفته بودم یه ماه پیش
بعد اون برام گوشی سفارش داده بود بیارن
تو دکتر اولین نفر رفتیم تو
&خوش اومدین اقای جئون و خانم جئون
+خانم جئون....بله(اروم)
_یوری بگو چطوری شدی
توضیح دادم و دکتر با دقت گوش میداد
&خب باید معاینتون کنم لطفا برین رو تخت دراز بکشین
رفتم دراز کشیدم و کارارو انجام داد و رفتم نشستم رو صندلیم
&خانم...من تو معدتون یه قده ی کوچولو دیدم که باعث معده دردتون میشه
_یعنی چی چه قده ای
&یه قده باید از نمونه برداری کنم تا ببینم چیه
_کی اینکارو میکنین اسیب نمیبینه؟+جونگکوک اروم باش بزار ببینیم چی میگه دکتر
&نه فکر نکنم خطرناک باشه و اینکه هنوز ریزه خوب موقعی اوردین
+خب پس امروز میشه؟
_بله الان اگه بتونین تحمل کنین
+میتونم
رفتم و دراز کشیدم و یه کارایی کرد و نمونه برداری کرد و گفت تا فردا خبر میده و رفتیم خونه و من داشتم از معده درد میمردم. و کوکم خیلی عصبی بود و رفت سمت مینی بار
+کوکیییی
_هممم
+چرا انقدر عصبانی؟
_نیستم
+اوپااااا
_به اخر ماه کم مونده قراره ببرمت یه جایی
+کجا
داشت مشروب میخورد و اینارو میگفت
_سوپرایزه
+بگو دیگه
_نمیشه
+اههههههه(درد)
_چیشد
+معدم درد داره
_بشین بلند نشو بزار برات دمنوش بیارم
+نمیخوام
_هوففف


ادامه پارت بعد✨
دیدگاه ها (۲)

پارت۱۹فردا صبحدکتر به کوک زنگ زد&جواب نمونه اومد _خب چیشد......

پاذت۲۰&اقای جئون؟_یعنی چی...الان داری جدی میگی؟(عصبی و جدی)ا...

پارت ۱۷:منو کشید زیر دوش و موهام کامل خیس شده بود از روی بدن...

پارت شانز دهتهیونگ:من دوست کوکم و یه بار تو بار لیا رو با یو...

عشق فاش شده من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط