گفت : اصلا نفمیدم چی شد .. ، گفت اصلا نفهمیدم چی شد و من

گفت : اصلا نفمیدم چی شد .. ، گفت اصلا نفهمیدم چی شد و من دیگر به بقیه ی حرف هایش گوش ندادم ، خوب می دانستم همه ی اتفاق های ناگوار همیشه درست بعد از این جمله می افتند ،چند سال پیش توی جاده اصلا نفهمیدیم چی شد و یک دفعه یک ماشین پیچید جلویمان و تصادف کردیم ، خاله مهین هم وقتی از سرطان دختر کوچکش با بغض می گفت همیشه اینجوری شروع می کرد که : همه چیز خوب بود اصلا نفهمیدیم چی شد و میزد زیر گریه .
یاده خیلی وقت ها پیش افتادم وقتی خودم پیش خودم اعتراف کردم که اصلا نفهمیدم چی شد فقط یک دفعه مهرش مثل سرطان به دلم افتاد ، وقتی گفت : 'اصلا نفمیدم چی شد'، خواستم بهش بگویم : اتفاقا این بار از تمام زندگی ات بیشتر میدانی دارد چی می شود ، فقط همه می خواهند بعد از اتفاق های ناگهانی خودشان را به نداستن بزنند تا شاید بلکه نیفتاده باشد ، اما ... . تکانم داد گفت : فهمیدی چی گفتم ؟ فکر می کنم دوستش دارم ، خندیدم گفتم : می فهمم همه ی اتفاق های ناگوار همیشه همین طوری می افتند.
دیدگاه ها (۶)

+مطمئن نیسم ک خیانت نمیکنه -خب از امشب دیگه جواب پی اماشو ن...

✨حرمت هارا نشڪــنیم✨شاید روزے،جــــــایی بہ دلیلی✨مجبور باشی...

هَمیشِھ اونے کہ میرِه

گفتم : "مثلا همین رفتن؛ این خودش بدترین نوع بی رحمیه.آدما خی...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

‏🦊[۲۰:۱۸ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎتوی این دوره‌ی تبلیغاتی، کلی ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

𝆤࿙๋࿙࿚࿙࿚๋࿚𝆤메시지를 🐰받았습니다𝆤࿙๋࿙࿚  ࿙࿚๋࿚𝆤نـ ـونـ ـو برای وافـ❔ـل های...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده ...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط