بر بخار پنجره یک شب نوشتیعاشقم

بر بخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم

خون شد انگشتم به آجر حک کنم “ما بیشتر”
دیدگاه ها (۱۲)

جان رامژدگانی دهمبه همان کهخبر اوردامدنت را#امیرعلی_قربانی

راز توگر نیاز من باشدکاش امشباز پرده برون افتد #امیرعلی_قربا...

از کوفهعلی به معراج رسیدوکوفیان به چاه#امیرعلی_قربانیاگر حق ...

من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاریکه هر دو باورمان ز ...

بر بخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم خون شد انگشتم بر آجر حک کنم ...

شده انتظارم از حد چه شود ز در درآییزِدو دیده خون فشانم ز غمت...

نوشته:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط