بر بخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم

بر بخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم

خون شد انگشتم به آجر حک کنم “ما بیشتر”
دیدگاه ها (۱۲)

جان رامژدگانی دهمبه همان کهخبر اوردامدنت را#امیرعلی_قربانی

راز توگر نیاز من باشدکاش امشباز پرده برون افتد #امیرعلی_قربا...

از کوفهعلی به معراج رسیدوکوفیان به چاه#امیرعلی_قربانیاگر حق ...

من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاریکه هر دو باورمان ز ...

مثل آن #چایی که می چسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم، با #دل ها...

❤️🍃میان جمعیت گشتم که پیدایت کنم از دور به شوق اینکه یک‌لحظه...

#شعر_قدیمی 🍂با آن که دلم از غم هجرت خون استشادی به غمِ توام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط