کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم
بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم

کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری
تا که با چشم ترم این همه رسوا نشوم

سفرت زخم غریبی به دل من زده است
تا نیایی ز سفر من که مداوا نشوم

التماس همه دنیا بکنم برگردی
کاش می شد نروی غرق تمنا نشوم

دل من چشم به راه و نگران می پرسد:
چه شود گر نروی این همه تنها نشوم؟

ای عسل چشم خدا پشت و پناهت اما
بی تو ای کاش که من راهی فردا نشوم...
دیدگاه ها (۳)

روضه حضرت {زهرا{س}}درقالب شعر.لَگدی خورد به دَر،، در که نه،،...

انتخابات دگر بار دگر در راه استخلق را وعده ی پوچ سر خرمن بده...

زنبوسه هایشبه اغوشت پناه اوردن هایش خندیدن هایش گرمای نگاهش ...

آدم در هر سنی که باشه نیاز به توجه داره، اما بعضی از این توج...

پارت سیزدهم *ژنرال درحالی که تازه بیدارشده بود به دور ور نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط