کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد
کارگاه خوشدلی تاًسیس کرد💠
کاش می شد عشق را تعلیم داد
نا امیدان را امید و بیم داد💠
شاد بود و شادمانی را ستود
با نشاط دیگران ، دلشاد بود💠
کاش می شد دشمنی را سر برید
دوستی را مثل شربت سر کشید💠
دشمن بی رحمی و اجحاف بود
دوستدار نیکی و انصاف بود💠
کاش می شد پشت پا زد بر غرور
دور شد از خود پسندی، دور دور💠
با صفا و یکدل و آزاده بود
مثل شبنم بی ریا و ساده بود💠
از دو رنگی و ریا پرهیز کرد
کینه را در سینه حلق آویز کرد💠
کاش می شد ساده و آزاد زیست
در جهانی خرم و آباد زیست💠 #فردوس_برین
دیدگاه ها (۷)

#حکایت مَرد مرغداری بود که هر بار سیلی می آمد، مرغداری اش را...

هرکی بهتون گفت گوساله ناراحت نشید..گوساله به این خوشگلی 😍 #ط...

کوچه ای را بود نامش معرفت،مردمانش با مرام از هر جهت،😊سیل امد...

اگر رنگ خاکستری را برای اتاق انتخاب کرده اید شما فرد سخت کوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط