سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئی

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئی
گفت، از عیب خویش بی‌خبری زان ره از خلق، عیب میجوئی
گفتن از زشتروئی دگران نشود باعث نکوروئی
تو گمان میکنی که شاخ گلی بصف سرو و لاله میروئی
یا که همبوی مشک تاتاری یا ز ازهار باغ مینوئی
خویشتن، بی سبب بزرگ مکن تو هم از ساکنان این کوئی
ره ما، گر کج است و ناهموار تو خود، این ره چگونه میپوئی
در خود، آن به که نیکتر نگری اول، آن به که عیب خود گوئی
ما زبونیم و شوخ جامه و پست تو چرا شوخ تن نمیشوئی
پروین اعتصامی🌷
دیدگاه ها (۱)

به هر کس می نگرم در شکایت است در حیرتم که لذت دنیا به کام کی...

یه قانون تو زندگی هست که میگهتوکه میدونی همه مردها خیانت میک...

هیچوقت آنقدر نگران رسیدن نباشید که حرکت کردن را فراموش کنید🌷...

انسان ها با باور رویاهاشون به آنها رنگ واقعیت می زنند🌷صبحتان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط