ای خدا این وصل را هجران مکن

ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
باغ جان را تازه و سرسبز دار
قصد این مستان و این بستان مکن
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن
خلق را مسکین و سرگردان مکن
بر درختی کشیان مرغ توست
شاخ مشکن مرغ را پران مکن
جمع و شمع خویش را برهم مزن
دشمنان را کور کن شادان مکن
گر چه دزدان خصم روز روشنند
آنچ می‌خواهد دل ایشان مکن
کعبه اقبال این حلقه است و بس
کعبه اومید را ویران مکن
این طناب خیمه را برهم مزن
خیمه توست آخر ای سلطان مکن
نیست در عالم ز هجران تلختر
هرچ خواهی کن ولیکن آن مکن

مولانا
دیدگاه ها (۳)

ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن باغ جان...

ای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان ر...

ای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان ر...

به نام خدا

ای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان ر...

ای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان ر...

#قصد_این_مستان_و_این_بستان_مڪن.ای خدا این وصل را هجران مکنسر...

ای خدا این وصل را هجران مکن س...

ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط