تو کافی شاپ نشسته بودم

تو کافی شاپ نشسته بودم
یه دختره آمد گفت؛
ببخشید شما تنهایید؟!
یه پوزخند‌ زدمو یه کام محکم از سیگار
گرفتم
با یه صدای خسته گفتم؛
خیلی وقته!!
گفت:
پس من این صندلی رو ببرم اونور
صندلی کم داریم...........!!
نابود شدم......میفهمی،،نابود!!
...........................................................
دیشب بابام گفت پسر پاشو اون دیوان حافظ رو بیار
ببینم یارانه بگیریم یا نه!!
دیوان حافظ که باز کرد
این بیتش آمد:
دوش دیدم که ملائک قید یارانه زدند
انصرافی بنوشتند و به سامانه زدند..!!
دیدگاه ها (۸)

بماند که بی بهانه رفتی وهیچ سخاوتی در کار نبود!!بماند که بی ...

هیس......اگه مال منیاجازتم دست منه!!همه چیزت مال منه!!پس چرو...

امروز تو تاکسی بودیم رانندهه رفتبنزین بزنهبا یه راننده دیگه ...

ریاضی عزیز!!!!قبول کن که x رفته و دیگهبر نمیگرده.........این...

رمان جونگکوک Love in the Mafia World✨Part 3 که یهو دستی جلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط