و شاید سالها بعد ب تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییمآن

و شاید سالها بعد بے تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم:(آن غریبہ چہ قدر شبیہ خاطراتم بود.)
دیدگاه ها (۳)

دختری که از سوسک میترسیدالان با خــونــو

بعضی وقتا مامانا هیچیو از چشمای بچه هاشون نمیخونن

سیگار پشت سیگارسر دردو مشت تو دیوار

شب تا صبح بیدارصبح تا شب سیگار.

چه قدر قشنگ نوشته بود : اون چیزی که آدم ها رو کنار هم نگه می...

آخرین شعر

همیشه میاد تو گوشت میگه: نه این به درد نمیخوره.. تو بهترشو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط