《بر فراز ابرهای سرنوشت》فصل ² ~ پارت ²

《بر فراز ابرهای سرنوشت》فصل ² ~ پارت ²

آیزاوا: گویا میخوان با برگزاری مسابقات، نشون بدن که سازوکار مدیریت بحران یو.ای از کوه هم محکم‌تره...محافظت ها رو نسبت به سال‌های قبلی پنج برابر بیشتر کردیم، و تازه از همه مهم تر‌، مسابقات ورزشی ما فرصت نابیه...به خاطر چند تا تبهکار زپرتی قیدش رو نمیزنیم!
مینتا: آخه دلیل خوبه، نه؟ یه مسابقات ورزشی خشک و خالیه دیگه😖
میدوریا: مینتا کون تاحالا مسابقات ورزشی یو.ای رو ندیدی؟
مینتا: معلومه که دیدم! منظورم این نبود!
آیزاوا: مسابقات ورزشی ما از بزرگترین رویداد های ژاپنه.. قدیم ها بازی های المپیک یک نوع مسابقات ورزشی بودن...و تمام کشور کشته مرده ی اون بازی ها بودن. ولی الان همونجور که میدونین با پایین اومدن معیار ها و کم شدن جمعیت، شدن یک پوسته ی توخالی از عزت و افتخار قدیمیشون. و امروزه مسابقات ورزشی یو.ای جای بازی‌های المپیک رو برای ژاپن گرفته!
یوکی: معلومه که همه‌ی قهرمان های حرفه ای کشور چشمشون به اونجاست! چون اونا دنبال استعدادهامون می‌گردن!😀
کامیناری: این طبیعیه که وقتی فارغ‌التحصیل شدیم عضو یه دفتر حرفه ای بشیم و باهاشون همکاری کنیم!😆
جیرو: ولی خیلی ها هستن که بعدش فرصت خودکفا شدن رو از دست میدن و تا ابد همونطور همکار میمونن😒 کامیناری فکر کنم تو از همونا بشی، آخه پخمه ای😂
کامیناری: د...😩
آیزاوا: البته یادتون باشه وقتی عضو دفتر قهرمانی یه قهرمان اسم و رسم دار بشید هم آبدیده تر میشین و هم محبوب تر.. زمان محدوده! اگه دنبال حرفه ای شدن هستین مسیر آیندتون توی این رویداد هموار میشه...
این فرصت سالی یک بار...
و کلا سه بار بهتون رو میکنه!
کسی که رویای قهرمان شدن رو تو سرش داره هیچ وقت این فرصت رو از دست نمیده!
اگه خوب متوجه شرایط شدین، نبینم برای آماده شدن کم کاری کنین!!😠
کلاس: چشم!!
آیزاوا: کلاس تمومه...

《زنگ ناهار》

کیریشما: این همه هیجان داشتیما! ولی مثل چی دارم کیف میکنم!!😆

هیتومی: هی یوکی یوکی!! من خیلی واسه مسابقات هیجان دارم!! تو چی؟!!😃
یوکی: آره! منم واقعا هیجان دارم!!😆

سرو: اگه خودی نشون بدیم و به چشم بیایم اولین قدم حرفه ای شدن رو برداشتیم!!
توکویامی: فرصت های کمی نصیبمون میشه که نباید از دستشون بدیم.

آئویاما: ایوای من! من چیکار کنم؟! من که یه جا آروم وایستم هم تو چشم میام😔💅 اینجوری که استعدادیاب ها مات و مبهوت من میشن نه؟؟!!😆💅
یوکی: بیخیال..😂

میدوریا: چه هیجانی بچه ها رو گرفته!
ایدا: تو نداری؟اومدیم اینجا که قهرمان باشیم!! معلومه که هیجان زده میشیم!!
هیتومی: البته ایدا سان هیجان زده شدن تو با بقیه فرق داره-🙂
یوکی: میدوریا سان! تو همچین حس هیجانی داری؟؟!!
میدوریا: خیلی خوبم دارم!! ولی یجورایی..

اوراراکا: دکو کون، ایدا کون...
میدوریا و ایدا: هم؟
اوراراکا: بیاین تو مسابقات ورزشی بترکونیم!!😈
یوکی: یاخدا این تغییر فاز داد😦
آشیدو: چیشده؟ اوراراکا سان اسمت یعنی "بیخیال" ولی تو که اصلا بیخیال نیستی..
مینتا: ای جا-
《آسویی یه سیلی زد به صورت مینتا🤣》

اوراراکا: بچه ها من میترکونم!!!
همه: آرهه!!
سرو: چت شده؟ انگار کانال عوض کردی...🥲

°ویو یوکی°
•همه خیلی هیجان زده بنظر میرسیدن...لبخند زدم...رفتم سمت پنجره و به آسمون نگاه کردم..•

آسویی: یوکی_چان، تو نمیای کافه تریا؟
یوکی: اوه الان میام!😄

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

بفرمایید امروز یه پارت طولانی دادم بهتون😆🎀
منتظر پارت های بعدی باشید خوشگلا!!🎀
دیدگاه ها (۱)

سلام خوشگلااا چطوریدد؟؟ بگذریم-این عکسی میبینید چالش اوسیه ک...

ادامه دادممم@amala_13

ادامه دادممم

《بر فراز ابرهای سرنوشت》فصل ² ~ پارت ¹•بعد از قضیه ی یو.اس.جی...

《بر فراز ابرهای های سرنوشت》پارت ⁸《روز مدرسه》°ویو هیتومی°•داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط