پارت 27
پارت 27
رمان عشق مدرسه ای
ویو فردا صبح مدرسه:
هیون زودتر از ات اومده بود و حتی لیسا و جونگین و یهوات وارد شد و هیونجین اومد سمتش و دستشو گرفت و گفت:
هیونجین: دوستت دارم ات بامن آشتی کن لطفا
ات: دهنتو ببند( نویسنده: به شوهرم فحش نده اهههه)
هیونجین: ات تو اینجوری نیستی
ات: با چشمای خودت داری منو نگاه میکنی من همینم
هیونجین : ولی..
که ات رفت سر کلاس و خانم مدیر اومد داخل و گفت:
مدیر: میخوام جا هاتونو عوض کنم.
لیسا پیش جونگین
و هیونجین پیش ات...
پایان پارت
فردا میدم ببخشید کار داشتم 😭
رمان عشق مدرسه ای
ویو فردا صبح مدرسه:
هیون زودتر از ات اومده بود و حتی لیسا و جونگین و یهوات وارد شد و هیونجین اومد سمتش و دستشو گرفت و گفت:
هیونجین: دوستت دارم ات بامن آشتی کن لطفا
ات: دهنتو ببند( نویسنده: به شوهرم فحش نده اهههه)
هیونجین: ات تو اینجوری نیستی
ات: با چشمای خودت داری منو نگاه میکنی من همینم
هیونجین : ولی..
که ات رفت سر کلاس و خانم مدیر اومد داخل و گفت:
مدیر: میخوام جا هاتونو عوض کنم.
لیسا پیش جونگین
و هیونجین پیش ات...
پایان پارت
فردا میدم ببخشید کار داشتم 😭
- ۳۵۸
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط