من چقدر دلم خوش بود!

من چقدر دلم خوش بود!
فکر می کردم ...
پاییز که برسد، خودت را ...
می رسانی …
فکر می کردم می دانی...
آدم هر چقدر هم که قوی باشد ...
این غروب های دلگیر را 
نمی تواند تنهایی سر کند.
فکر می کردم می دانی ...
این زود شب شدن ها… 
این ابرهای تیره در آسمان ...
و باران های گاه و بی گاه…
دمار از روزگارِ آدمِ تنها در می آورد.
فکر می کردم می دانی آدم...
دلش وقت پاییز ...
آن قدر کوچک می شود ....
که جا برای دلتنگی ندارد 
اگر دستی نداشته باشد ...
برای گرفتن ...
و گوشی برای شنیدن …
غصه بیچاره اش می کند!
فکر می کردم می دانی اما …
کاش می دانستی …
کاش خودت را می رساندی …
 وصی پور
دیدگاه ها (۱)

موسیقی

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

🍊🪵عاشق که نباشیپاییز وصله‌ی ناجور فصل‌هاست پاییز را باید عاش...

پاییز از راه رسید و به روزهای بدون تو فکر میکنمبه تمام لحظات...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

گاهی آدم خسته نیست...فقط دیگه توانِ ادامه دادن نداره.بعضی آد...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

و برای شب‌های بلندِ این پاییزمثل دخترهای قدیمی با دامن‌های گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط