به ما گفتند بازی کنید....

به ما گفتند بازی کنید....
گفتیم با کی؟؟
گفتند با تیم دنیا!!
تا خواستیم بپرسیم بازی چی؟!
سوت آغاز بازی رو زدن...
فقط فهمیدم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شد،و دنیا پشت سر هم
به ما گل میزد...
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه
نگاه میکردم،امتیازها برابر بود!!
تو همین فکر بودم
که خدا زد پشتم...
خندید و گفت؛
نگران نباش تو وقت اضافه می بریم!!
حالا بازی کن،گفتم آخه چطوری؟؟
بازم خندید وگفت؛
خیلی ساده،فقط پاس بده به من....
باقیش بامن!
پس...
الهی به امید تو..
دیدگاه ها (۴)

ما عادت کردیم،وقتی فیلم به تیراژ رسید....اگر تو خونه باشیمدس...

چه دل خوش است نجار....هنوز هم،تخت دو نفره می سازد!!نمیداند.....

‌قایق تان شکست؟؟پاروی تان را آب برد؟؟تور تان پاره شد؟؟صید تا...

خارجی ها:تشییع جنازه....گریهکنسرت....رقص و شادیتولد....شادیس...

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

همخونه اجباری.. پارت 52."ویو پارک دوین"گوشیم رو روی مبل اندا...

شماره ۷۸غایب زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط