هزار بار "آمدنت" را پشت در تمرین کرده ام ،
هزار بار "آمدنت" را پشت در تمرین کرده ام ،
که چگونه وارد خواهی شد ،
چگونه سلام خواهم داد ،
چگونه در آغوشت خواهم کشید ...
هزار بار تمرین کرده ام که از کجا برایت خواهم گفت ...
و از چه ها برایت تعریف خواهم کرد ...
هزار بار تمرین کرده ام که چگونه بغض را قایم خواهم کرد ...
و با چه شوقی برایت خواهم گفت
که هنوز هم وقتی میخند ی شبیه بهار می شوی !
هزار بار صغری کبری چیده ام که اگر از سپیدی موهایم پرسیدی چگونه بروم سراغ چشمانت
و بگویم پلک که میزنی نفسم بند می آید ...
هزار بار چشم دوخته ام به در که اگر آمدی حواسم فقط به راه رفتنت باشد
و بگویم هنوز هم مثل گذشته قدم از قدم که بر میداری ،
من از زیر پایت زندگی می چینم
هزار بار تمرین کرده ام که می آیی
"هزار" بار است که "نیامده ای" ...
که چگونه وارد خواهی شد ،
چگونه سلام خواهم داد ،
چگونه در آغوشت خواهم کشید ...
هزار بار تمرین کرده ام که از کجا برایت خواهم گفت ...
و از چه ها برایت تعریف خواهم کرد ...
هزار بار تمرین کرده ام که چگونه بغض را قایم خواهم کرد ...
و با چه شوقی برایت خواهم گفت
که هنوز هم وقتی میخند ی شبیه بهار می شوی !
هزار بار صغری کبری چیده ام که اگر از سپیدی موهایم پرسیدی چگونه بروم سراغ چشمانت
و بگویم پلک که میزنی نفسم بند می آید ...
هزار بار چشم دوخته ام به در که اگر آمدی حواسم فقط به راه رفتنت باشد
و بگویم هنوز هم مثل گذشته قدم از قدم که بر میداری ،
من از زیر پایت زندگی می چینم
هزار بار تمرین کرده ام که می آیی
"هزار" بار است که "نیامده ای" ...
- ۲۴۴
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط