هزار بار "آمدنت" را پشت در تمرین کرده ام ،

هزار بار "آمدنت" را پشت در تمرین کرده ام ،
که چگونه وارد خواهی شد ،
چگونه سلام خواهم داد ،
چگونه در آغوشت خواهم کشید ...

هزار بار تمرین کرده ام که از کجا برایت خواهم گفت ...
و از چه ها برایت تعریف خواهم کرد ...

هزار بار تمرین کرده ام که چگونه بغض را قایم خواهم کرد ...
و با چه شوقی برایت خواهم گفت
که هنوز هم وقتی میخند ی شبیه بهار می شوی !

هزار بار صغری کبری چیده ام که اگر از سپیدی موهایم پرسیدی چگونه بروم سراغ چشمانت
و بگویم پلک که میزنی نفسم بند می آید ...

هزار بار چشم دوخته ام به در که اگر آمدی حواسم فقط به راه رفتنت باشد
و بگویم هنوز هم مثل گذشته قدم از قدم که بر میداری ،
من از زیر پایت زندگی می چینم

هزار بار تمرین کرده ام که می آیی

"هزار" بار است که "نیامده ای" ...
دیدگاه ها (۲)

و سکوت چه زیباستوقتی میدانی همه دروغ می گویند…

سخت دلگیری و از من گله داری چه کنم؟باز انگار سر غائله داری چ...

عــــــــــــــاشقانه هایمتـــــمامی نداردوقتی تــــــــــــ...

گاهی وقتش نمیرسد ...گاهی از صبر خسته می شوی ...گاه منتظری ک...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁵⁸با هم به سمت کاخی که عروسی توش ...

ص۴۸پریسا دستم را گرفت و از جمعیت بیرون رفتیم دوباره خودش  شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط