اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۷۲
(ویو نابی)
(فلش پک به گذشته روزی که برای کار جدید درگیر بود )
کلی فکر کردم....من می تونم نمایشگاه نقاشی خودم راه بندازم
سریع با یکی از مدیر برنامه ای که داخل شرکتی که کار می کردم
تماس گرفتم....بعد از بوق خوردن جواب داد
(مکالمه تماس)
نابی: سلام آقای پارک
پارک: سلام نابی جان
نابی: ( ایده که داشت بهش گفت)
پارک: عالی هست
بعد اون روز من آقای پارک مسئول کارا کردم خودم هم به صورت آنلاین
روی کارام تمرکز داشتم
(زمان حال)
هیونگ سو: اهه ....خیلی زرنگیا....اسم نمایشگاه چیه
نابی: ممنون...... نمایشگاه 달
هیونگ سو: نمایشگاه دال که این روزا خیلی معروفه برای تو هوم
جونگ کوک: تبریک میگم
نابی: ممنون.....من می رم دیگه
بلند شدم به سمت اتاق رفتم و حاضر شدم و داشتم از خونه خارج می شدم
نگاه های جونگ کوک روی خودم حس می کردم
ولی که چی اون ایمیلی دوست داره
به کافه رفتم و با آقای پارک صحبت کردم که منشی بعدش اومد....
تمام اون کار مهم که می خواستم بهش گفتم
منشی: خانم.مطمئن هستی ؟
لبخند سطحی و تلخی زدم
نابی: آره
منشی: بفرمایید اینم چیزی که خواستید
ازش گرفتم و خداحافظی کردم و سوار تاکسی شدم و به سمت
خونه حرکت کردم اشکام جاری می شد
شاید این بهترین انتخاب من باشه...
من تا آخرین لحظه عاشقش می مونم...
رسیدم خونه وارد خونه شدم...هیونگ سو جونگ کوک خونه نبودن
رفتم داخل اتاقم و.................
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پسر بد (59)

پارت ۴:ویو تهیونگ:صبح ساعت ۱۱ بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و ا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت² نامجون : ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت ۲۶

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط