مرد اگر بودم

مرد اگر بودم
نبودنت را غروب های زمستان
در قهوه خانه های دوری سیگار می کشیدم
نبودنت
دود می شد...
می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد تکیه می دادم به صندلی
چشم هایم را می بستم
و انگشتانم را
دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا
بیشتر از یادم بروی ...
نامرد اگر بودم
نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما
نامرد هم نیستم
زنم
و نبودنت
پیرهنم شده است ...


- رویا شاه حسین زاده -
دیدگاه ها (۱)

عجب پاییز زیبایی ست، با دل در کنار توعجب احساس رنگینی ست، در...

تو را دوست دارم ...مثل خوردنِ نانِ آغشته به نمک !مثل اینکه ب...

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!دهه شصت؛ ضیافتِ سادگ...

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط