من اسیرنازچشمانت شدم آهوی دل

من اسیرنازچشمانت شدم آهوی دل
برده ای عقل از سرم جان ازتنم آهوی دل رقص لبهایت به روحم ز عسل شیرینتراست
بس که جادوکرده سیمای رخت آهوی دل

همچوپروانه به شمع دور تو میگردم
تا همه بال وپرم سوزدتنم آهوی دل

به شبانگاه مهت شکوه سحر سازغمت
می نوازم بامژه زلف سرت آهوی دل

من به آهنگ غمت باعشق تومی رقصم
لرزش لبهای من باعشق تو آهوی دل

میکنی پنهان ترانه بامنه تشنه غزل
غزل قلب منی روح منی آهوی من
دیدگاه ها (۵)

ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !💫 با من دیوانه ، ای...

من به فتوای نگاه تو مسلمان شده اماز همان لحظه  گرفتار غزالان...

تو کجایی سهراب؟خانه ی دوست فرو ریخت سرم!آرزویم را دستی دزدید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط