پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی

پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی

رد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبی

از وسعت دستان کریمش چه بگویم

وقتی همه دارند از این سفره نصیبی

هم آن که دعایش همه نفرین به علی بود

هم این که به مولای خودش عشق عجیبی ...

منظومه ی انصاف و وفا را نسروده است

جانبخش‌تر از جود علی هیچ ادیبی

سی سال گذشته‌ست، علی چشم به راه‌ست

در عمق نگاهش نه قراری نه شکیبی

او می‌رود و ناله ی‌ دیوار بلند است

مانده ست دری دست به دامان طبیبی

والشمس! شده غرق به خون چهره ی‌ خورشید

والفجر! رسیده‌ست حبیبی به حبیبی
دیدگاه ها (۵)

رد مي‌شود از کوچه ي غم مرد غریبی پیچیده سحرگاه عجب عطر نجی...

‏⠀السَّلامُ عَلَیکَ یا اباعَبدِاللهِ الحُسَین (ع)درجهان دیگر...

کاروان می رسد از راه‌، ولی آه چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب ...

qدرود بانو هامن اِلی هستم.یک نویسنده هستم و رمان و داستان می...

چه زیباست. نمیدونم منتظر کی یا چیه تو این بارون ولی حتما کار...

این عروسکی بود که چت جی پی تی واس من درست کرده 😂 ایده هم از ...

سالواتور موندی اثری از لئوناردو داوینچی

اوسی اف ان اف- ترسا

لئوناردو داوینچی نقاش ایتالیایی

نقاشی ارسالی این دیگه زیادی خوب شده 😂❤️‍🩹◄°l||l° لایک و ؋ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط