کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیم
کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیم
بی بهونه گریه میکردیم
صبوری حالیمون نبود ..
بی دلیل شاد بودیم ..
شاید سنمون 2 رقمی هم نشده بود ها اما معرفتمون بی رقم بود
اما این روزا ..
بد شدیم !
درِ کلاس معرفت رو بستیم،
پُلمپش کردیم ..
برای بخشیدن دنبال دلیل میگردیم !
از بلند خندیدن هراس داریم که نکنه نیمه شب گوش های همسایه رو اذیت کنه ...
از گریه کردن هم میترسیم که نکنه دشمنمون از دور ما رو ببینه و از ته دل شادی کنه ...
" ما آدما این روزا
عجیب از بچگیمون، فاصله گرفتیم "
❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
بی بهونه گریه میکردیم
صبوری حالیمون نبود ..
بی دلیل شاد بودیم ..
شاید سنمون 2 رقمی هم نشده بود ها اما معرفتمون بی رقم بود
اما این روزا ..
بد شدیم !
درِ کلاس معرفت رو بستیم،
پُلمپش کردیم ..
برای بخشیدن دنبال دلیل میگردیم !
از بلند خندیدن هراس داریم که نکنه نیمه شب گوش های همسایه رو اذیت کنه ...
از گریه کردن هم میترسیم که نکنه دشمنمون از دور ما رو ببینه و از ته دل شادی کنه ...
" ما آدما این روزا
عجیب از بچگیمون، فاصله گرفتیم "
❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
- ۱.۳k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط