رمان گوشه امن سایه ها
#رمان گوشه امن سایه ها
##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن
«الان یک روز از رفتن تهیونگ میگذره و من به قدری دلتنگش شدم که دلم میخواد برم بمیرم»
«داخل دفترم مشغول چک کردن پرونده ها بودم که یهو یه ناشناس بهم پیام داد»
-چطوری لوتوسم؟
-دیشب با فکر کردن به تو خوابیدم صبح هم که بلند شدم با فکر به تو کارام انجام دادم
-همینطور موقع حمام کردن👀
-گل لوتوس من باید برم،ولی زود جلوت ظاهر میشم.
«با خوندنشون ناخودآگاه لبخند رولبم اومد خب دیگه امروز خیلی کار کردم»
«بلند شدم وسایلم جمع کردم و از طبقه ها پایین رفتم و کار هارو به مینا سپردم و داشتم میرفتم که سوار ماشینم بشم»
«که یهو قدمهای سنگینی رو پشت سرم احساس کردم رومو برگندوندم که یهو»
##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن
«الان یک روز از رفتن تهیونگ میگذره و من به قدری دلتنگش شدم که دلم میخواد برم بمیرم»
«داخل دفترم مشغول چک کردن پرونده ها بودم که یهو یه ناشناس بهم پیام داد»
-چطوری لوتوسم؟
-دیشب با فکر کردن به تو خوابیدم صبح هم که بلند شدم با فکر به تو کارام انجام دادم
-همینطور موقع حمام کردن👀
-گل لوتوس من باید برم،ولی زود جلوت ظاهر میشم.
«با خوندنشون ناخودآگاه لبخند رولبم اومد خب دیگه امروز خیلی کار کردم»
«بلند شدم وسایلم جمع کردم و از طبقه ها پایین رفتم و کار هارو به مینا سپردم و داشتم میرفتم که سوار ماشینم بشم»
«که یهو قدمهای سنگینی رو پشت سرم احساس کردم رومو برگندوندم که یهو»
- ۱۲.۶k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط