P

P5
تماس تموم شد و در به صدا در اومد تق تق تق ( صدای در😂)
+ بیا تو
آجوما: دخترم ارباب گفت لباست رو عوض کنی از صبح با همین لباسی
+ ولی من که لباس ندارم
آجوما: براتون توی اون کمد لباس گذاشتم
+ آها مرسی
ا.ت ویو
وایییی چرا این لباس اینقدر خوشگلننننننن از کجا سلیقم رو میدونست؟؟
آ خب معلومه از اون هر کاری بر میاد
یه لباس راحت برداشتم و پوشیدم رفتم رو تخت که بخوابم ولی اصلا خوابم نبرد و گلومم خشک شده بود برای همین رفتم پایین که آب بخورم ( ساعت ۲:۳۰شبه) از پله ها رفتم پایین و به سمت آشپز خونه رفتم از توی پارچ برای خودم آب ریختم و خوردم داشتم میرفتم سمت اتاقم که دیدم در اتاق اون عوضی بازه ( عوضی جد و آبادته😂🕳️) کنجکاو شدم که نگاه کنم ولی جلو خودم رو گرفتم و رفتم سمت اتاقم
( پرش زمانی ساعت ۱۰ صبح )
با نوری که به چشمام خورد از خواب بیدار شدم رفتم یه دوش ۲۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون روتینم رو انجام دادم و لباس مناسب پوشیدم و رفتم پایین آجوما بود ولی جونگ کوک نبود
+ صبح بخیر
آجوما: صبح بخیر دخترم گشنت نیست؟؟
+ اممم آره گشنمه راستی ارباب کجاست؟؟
آجوما: رفتن بیرون دیر برمی‌گردن منتظرشون نمون
+ کی خواست منتظرش بمونه ( تو دلش)
+آها باشه
آجوما: بفرمایید خانم
+ممنون
داشتم میخوردم که یهو ...........
دیدگاه ها (۱)

لباس ا.ت تو پارت 5

P6 که یهو در با شدت باز شد و یه دختر بایه لباس خیلی باز وارد...

P4 که یهو ا.ت بوسه ای رو لپ کوک کاشت و با سرعت تمام به سمت ا...

P3 ( سعی میکنم از الان طولانی تر بنویسم)که یهو در به صدا در ...

عشق شعله ور یک مافیا

پلیس در آستانه مافیا پارت 8میخواستم از اجوما بپرسم که اون کی...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P¹⁶جونگکوک*نمیخوام ا/ت رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط