تو چه دانی که پس هر نگه ساده‌ی من

تو چه دانی که پس هر نگه ساده‌ی من

چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟

یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز

بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست

دردم این نیست ولی

دردم این است که من بی تو دگر

از جهان دورم و بی خویشتنم

پوپکم! آهوکم

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که

منم


«اخوان ثالث»
دیدگاه ها (۶)

چـــــــــای را که آوردی خــــــــودت هم بنشیـــــن! مــــــ...

گوشـه چشمــی از نگــاه خـــــــدا بـرای خوشبـختــی کــــــاف...

ساز تو؛ باور توست تجسم توست شادی توست شکرگزاری توست و تمرکز ...

مهربانم ، ، چه لطیف است حس آغازی دوبارهوچه زیباست رسیدن دوبا...

🌱🍒دردم این است که من بی تو دگراز جهان دورم و بی خویشتنم..🌱🍒#...

لذت عشق به این است که اظهار شودحسّ زیبای تو حیف است که انکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط