مرا در آینه می‌بینی و هنوز همانم...

مرا در آینه می‌بینی و هنوز همانم...
تو را آینه می‌بینم و هنوز همانی

هزار صبح توانستی و نخواستی اما
رسیدنی‌ست شبی که بخواهی و نتوانی
دیدگاه ها (۸)

همچنان در پاسخ دشنام می‌گویم سلامعاقلان دانند دیگر حاجت تفسی...

نفس پس از گذرت از حساب می افتدو تو دلیل نفس های بی حساب منیر...

این همه قصه تو بود که یک عمراز همه دل بردی و دلی نسپردیخاطره...

درون خاک، دلم می‌تپد هنوز اینجا به جز صدای قدم‌های تو صدایی ...

مرگ از آنچه در آینه می بینی به تو نزدیک تر است

تو همانی که رگه خواب مرا میدانی 🎶🎻 تو همانی که به درد دله من...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت سیزدهــم عشق به ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط