ستاره‌ها | ادیت سودرگران

ستاره‌ها | ادیت سودرگران
اثری از:ادیت سودرگران شیرین تولایی
شب که فرامی‌‌رسد
در راه‌پله می‌‌ایستم و گوش می‌‌دهم،
ازدحام ستاره‌هاست در باغچه،
و من ایستاده‌ام در تاریکی‌.
گوش کن‌! ستاره‌ای، جرینگ… اُفتاد زمین!
پابرهنه روی چمن راه نرو؛
باغچه‌ی من پر از خرده‌شیشه است.
دیدگاه ها (۲)

در جستجوی گلی‌ بودی،میوه‌ای یافتی.در جستجوی چشمه بودیدریایی ...

شب خوشخورشید ...بنوشم از دستت گرما را

باید شنید انچه را با ید گفت ..

السلام العلیک یا حضرت جان .

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ســه 𓆪 🖤🥀صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک...

سایه ای در راهرو های نقره ای

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه (#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه...

پارت ۳۱ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی شب...جونگ‌کوک جلوی خانه‌ی ق...

beach 𝕻𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی شب، توی کوچه‌های باریک شهر ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ³شب...ساعت از دو بامداد گذشته بود. س...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

پارت چهارم: انبار رز سیاه 🥀🖤چند ساعت بعد، انبار قدیمی در سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط