رفتی که نباشم غزلی سیر کنارت

رفتی که نباشم غزلی سیر کنارت
این بود همان عاقبت قول و قرارت؟
این شهر ولی بی تو به پایان نرسیده
لبریز نفس های پر از نقش و نگارت...
آنقدر تو هستی همه جا توی خیالم
انگار منم آنکه همه دار و ندارت...
از نسل دو تا رودی و همزاد همین ابر 
برف زمستانیست گلم ایل و تبارت
از شهر غزل های سیاهم بگذر تا
تحویل بگیرم غزل سبز بهارت 
این بیت قراری ست میان من و چشمت 
جانم نشکن قافیه ی قول و قرارت . . .
دیدگاه ها (۱۵)

میشود باشی کنارم، بودنت را دوست دارمحسه خوبه زندگی، بوییدنت ...

درد اگر از تو رسد ، راه دوا را بلدمگرچه دوریم زهم ، فاصله ها...

چون تو موجی بی قرار ، ای عشق ! در عالم نبودهفت دریا پیش توفا...

میریزد از این غم عرق شرم ز رویم دیگر چه بگویم که شکسته‌ست سب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط