Part

Part: ۲۲

ا.ت با چشمای بسته توی وان خوابیده بود . کم کم سرش داشت سر می خورد که دویدم و دستم رو زیر سرش گذاشتم . اروم بالا کشیدمش که سینه هاش معلوم شد . چشمام رو بستم و اروم نفس عمیق کشیدم .
×اوفف ا.ت تو چقدر خوابت سنگینه .
شیر اب رو باز کردم و روی بدنش گرفتم . اروم شستم. بوسه ریزی روی شونه هاش زدم .
×تو اوم رو شیفته ی خودش میکنی
+معلومه
×تو بیدار بودی
+کجا ی خواب من سنگین بود .
بوسه ریزی روی لبش گذاشتم و تک خنده ای زد
+یادم باشه از این به بعد با تو بیام حمام
×چرا ...
+چون خیلی قشنگ بلدی ادم رو بشوری
خندیدم و به شستن مو هاش پرداختم .
بعد از نیم ساعت کارمون تموم شد و اومدم بیرون
ا.ت با حوله ای که تنش بود پشت سرم اومد
×خب چیزه صبحانه ا.ت رو بخور ما امروز میریم کمپانی ..
+مرسی... اوه من امروز نمی ام کمپانی باید برم ارایشگاه .
×اها خب چیزه باشه پس من میرم
داشتم از در خارج میشدم که دستم رو گرفت و کشوند داخل و
اروم لباش رو روی لبام گذاشت مک عمیق گرفت و جدا شد
+دوست دارم
×ولی من عاشقتم
خندیدم و رفتم بیرون تا سرم رو اوردم بالا با پسرا و سوا مواجه شدم . چشمای سوا برق می زد و ته عین خیالش نبود . و بقیه با تعجب نگاه می کردن .
×چیه چتونه
هوپ به من تکیه داد
هوپ : بگو ببینم خبری هست
×نه
جیمین : چرا هست
×نه
همه : ما میگیم هست
×خوب چون هست
واییی از دهنم پرید .
همه : هااااااااا
×خب چییزه نه اونجوری فکر نکنین چون ا.ت خواهرمه خیلی دوستش دارم
جین : کوک ما امروز کمپانی نمیریم می خوایم بریم هم خرید خونه رو بکنیم و هم برای فردا که عروسی باباست اماده شیم
×عههه من فکر کردم می ریم کمپانی راستی پس بابا و مامان کجان .
نامی : رفته بودن بوسان الان هم برو حاضر شو بریم بیرون
×من نمی ام من لباس تازه دارم همونو می پوشم
شوگا : ا.ت خوبه صداش کن اون با ما بیاد
یک هو در از پشت سرم باز شد .
+عهه شما ها اینجا چی کار می‌کنیند.
شوگا : ا.ت با ما می ایی خرید
+اره چرا که نه برای چی
جیمین : فردا عروسی مامان و بابا است
+اها باشه من الا حاظر می شم میام
×عههه خب منم حاظر میشیم
داشتم سمت اتاقم می رفتم که تهیونگ اومد
ته : کوک انقدر ضايع نکن معلومه که به ا.ت علاقه داری .
×خب اره دوستش دارم اونم منو دوست داره و تو فکرم هست که بعد از عروسی بابا می خوام با همدیگه به مامان و بابا بگیم و همین طور پسرا (چقدر رک و راست)
ته : چجوری یک هفته ای دلتو برد ؟
×خب برد دیگه
ته برو لباس بپوش بیا بریم
دیدگاه ها (۰)

Part: ۲۳رفتم توی اتاق تریپ ابی زدم کت ابی و شلوار ابی و یک ک...

Part: ۲۴[ویوی ا.ت ]من نمی دونم چرا نمی زاره پرداخت کنم با سو...

Part:۲۱تهیونگ اروم لباش رو روی لبام گذاشت . خیلی اروم مک می ...

Part:۲۰×خب باشه بیا بغلم بیبی گرلم +یک چیز بگم بقیه بیدارن ×...

پارت 2

من پارک جیمین هستم 26 سالمه من کیم ا/تو هستم 19 سالمه ا/ت. ...

پارت 1 تهیونگ : ا/ت ( باداد )(ا/ت داخل اتاق داره یوگا کار می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط