در زمانی که چروک بودن لباس ها و نامرتب بودن موها نشانه بی

در زمانی که چروک بودن لباس ها و نامرتب بودن موها نشانه بی اعتنایی به ظواهر دنیا بود، حمید خیلی خوشگل و تمیز بود. 

پوتین هایش واکس زده و موهایش مرتب و شانه کرده بود.
به چشمم خوشگل ترین پاسدار روی زمین می‌آمد.

روح و جسمش تمیز بود.
وقتی می‌خواست برود بیرون، می ایستاد جلوی آینه و با موهایش ور می‌رفت.
به شوخی می گفتم: ول کن حمید! خودت را زحمت نده، پسندیده ام رفته.
می‌گفت: فرقی نمی کند، آدم باید مرتب باشد.


📚|کتاب نیمه پنهان ماه
🌷|شهید حمید باکری
دیدگاه ها (۰)

ببخشید من پستای این داستانو به دلایل اشتباه توی داستانام پاک...

فیک عشق یا نفرت

دفتر خاطرات پارت چهل و یک

⚠️ فاجعه در حریم امن الهی؛ غیرت شهر هزار سنگر کجاست؟! ⚠️🕌 مس...

دخترام نظر بدیدبرای‌فیک طبقه ۱۲ دوباره از اول بنویسم یااز پا...

#غمکده🖤🥀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط