هر آنچه غیر غمت را کنار باید زد

هر آنچه غیر غمت را کنار باید زد

شبانه روز دم از زلف یار باید زد

هر آنچه هست به راه تو خرج باید کرد

تمام نیروی خود را به کار باید زد

تنی که خرج نشد را به گور باید برد

سری که خرج نشد را به دار باید زد

برای آنکه به ما غمزه ای نشان بدهی

در سرای تو را چند بار باید زد؟

بنا نبود که عاشقی کنی محل ندهی

ز کم محلی معشوق زار باید زد

جبین شکستن ما التیام زخم دل است

که سر به خاک تو بی اختیار باید زد

برای مثل تویی آبشار باید شد

ز گریه طعنه به ابر بهار باید زد

ببند حلقه قلاده مرا به درت

به پای عبد فرار ی حصار باید زد

از این به بعد برای تو ناز خواهم کرد

که گاه پیش تو زیر قرار باید زد

سر مرا بستان و پر مرا برسان

که سر بریده پر از این دیار باید زد

مبند راه مرا با مژه که میمیرم

که گفته بر روی ما ذالفقار باید زد

من آخرش همه را میکشم به سوی حرم

که عشق را سر هر کوچه جار باید زد

مخواه ز آتشت آرام باشم ای تشنه

به یاد حنجر خشکت هوار باید زد
دیدگاه ها (۱)

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

فیک : بین راندها

#درخواستی پارت ۴که یه سنگ محکم خورد توی سر ات...اما.. هیچکس ...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت هفدهم: وقتی طوفان شروع ش...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

ابلیس

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۸" در آغوش رویای آبی ات "...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط