در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست

در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست
قربان تو گردم که جز این کیشم نیست

بردی دل من به زلف و بندش کردی
زانست که یک لحظه دل خویشم نیست

#عطار
دیدگاه ها (۹)

من سرد ترین بهمن هر سرماییتو داغ ترین خنده هر زیباییمن یخ تر...

من جمعه ترین حالت یک تنهاییتو ماه ترین محفل هر شیداییمن سرد ...

گر کشته شوم به نزد و پیکار تو منآهی نکشــــم ز بیـــم آزار ت...

چه شد آن مهر و وفایی که من آموختمت عهد ما با تو نه این بود ،...

دل در دل من نیست که بینم رخ ماهتقربان لب سرخ و سر زلف سیاهت....

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید تو ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ دل خون شد از توام خبر نیست هر روز مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط