عشق صورتی من پارت /p۲

عشق صورتی من پارت /p۲
ویو آنیا
زنگ خونه خورد رفتم سوار اتوبوس شدم و رفتم خونه
انیا: من اومدم
یور: خوش اومدی آنیا جان
لوید: سلام آنیا
آنیا: سلام بابا سلام مامان
یور: آنیا جان تا لباساتو اوز کنی شام آماد میشه
آنیا: باشه
ویو آنیا
رفتم تو اتاقم لباس اوز کردم و رفتم پایین شام خوردم بعد شام به بابا گفتم
آنیا: بابا فردا می‌خوام بریم اردو
میشه رضایت نامه رو امضا کنی
لوید: باشه دخترم
فردا ویو آنیا
از خواب بیدار شد رفت پایین صبحانه خوردم و لباس اوز کردم و رفتم سوار اتوبوس شدم وقتی از اتوبوس پیاده شدم
بکی: سلام آنیا جونم 🎀
آنیا: سلام بکی جونم ❤️
دامیان: سلام آنیا
آنیا: سلام پسر دوم
زنگ خورد هم رفتن سر کلاس و استاد وارد کلاس شد
اوستاد: سلام بچه ها امروز دو تا اوزو جدید داریم بیاید تو و خودتونو معرفی کنید
جولیا: سلام من جولیا دزموند هستم
الکس: سلام من الکس دزموند هستم
در زهن جولیا وای بلاخره میتونم به دامیان جونم نزدیک بشم
در زهن الکس اون دختر مو صورتی خیلی خوشگله باید مال خودم کنمش
اوستاد: بشینید سر جاهاتون
آنیا: دامیان تو اینارو می‌شناسی
دامیان: آره اونا پسر عمو و دختر عموی من هستن


تا همین جا بسه منتظر پارت بعد باشید عسلای من ❤️🌹
دیدگاه ها (۷)

برای آجی نازم @kanao

شیطان کش 🎀✨🤣

اسم مشتی که به دامیان زدم می‌زارم عشق چون بعد از این که به د...

عشق صورتی من پارت /p1لوید: آنیا بیدار شو مدرسه دیر میشه آنیا...

ازدواج با توپارت دوم 2از اون قضیه 5 یا 6 ماه گذشتهاز اتوبوس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط