داشتم اتاقمو جارو برقی می کشیدم و در حینش ، آهنگم گوش می

داشتم اتاقمو جارو برقی می کشیدم و در حینش ، آهنگم گوش می کردم
هندزفری تو گوشم ،ولوم بالا و شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن

بعد 5 دقیقه مامانم زد رو شونم!!!
هندزفری رو در آوردم گفتم جانم مامان؟

گفت لا اقل جارو رو روشن کن میمون :;
دیدگاه ها (۴)

پارت پانزدهم | شب نشینی. پارک لاراوقتی رسیدیم خونه، اولین چی...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

KIM V

سه تایی با هم از اتاق اومدیم بیرون. تهیونگ همون‌طور که سورا ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط