دلم خیلی گرفته..........

دلم خیلی گرفته..........

وقتی اومد
وقتی گفت هستم تا اخرش
وقتی گفت دوست دارم .....
منم باورش کردم ........... صادقانه گفتم دوست دارم.....
اینقدر تو محبت و عشقش گم شدم که بخاطر اون از خودمم گدشتم
گذشتم و عاشقانه دل باختم و مهر ورزیدم...
هر لحظه و هر روز عاشق تر شدم ......
هر لحظه که حس کردم باید بهش بگم بهش گفتم که بی تو میمیرم
تا اینکه........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه روز گفت........................
تو دوسم نداری ..................................................
گفت اینقدر ادای ادم مهربونارو در نیار...........
به خدا ......به خالق عاشقا قسم
که ادا نبود......
من عاشقانه و صادقانه دوسش دارم......
این دوس داشتن و خواستن ادا نیست.....
......حالا دلم گرفته ......
حالا اون با من و عشقم و احساسم قهر کرده..........
Khassssssssss..............
دیدگاه ها (۲)

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

نام فیک:«دیــداریـــــی عجیب»(پارت:2)ـــــــــــــــــــــــ...

آرزو میکنم هیچ ای کاشی تو زندگیم نباشه...🫠 ۳۶۵ روز ب سنم اض...

سرنوشت(ویو شوگا)وقتی گفت «باشه»، یه لبخند روی لبم نشست.دلم م...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

قسمت دوم روز بعد امروز روز اول مدرسه هست دوست ندارم برم مدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط