تا که بودیم ، نبودیم کسی؛ کشت مارا غم بی همنفسی ، تا که خ

تا که بودیم ، نبودیم کسی؛ کشت مارا غم بی همنفسی ، تا که خفتیم همه بیدار شدن؛ تا که

ﻣــُـﺮﺩیم همگی یار شدن، قدر این شیشه بدانید که هست ، نه در آن موقه که افتادو شکست
دیدگاه ها (۱)

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

♨️معنای صاحب الزمان🔸روایاتی نقل شده است که اعمال انسان دوشنب...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۳صبح روز بعد، سکوت د...

سناریو ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط