‍ بعد تو رفتم و یک گوشه گُم و گور شدم

‍ بعد تو رفتم و یک گوشه گُم و گور شدم
از تو و از همه ی خلق خدا دور شدم
چشمه بودم خوش و شادان و گوارا بودم
حال از چشم تو افتاده ام و شور شدم
بی تو آنقدر غریبم که جدا از همه ام
پیش چشمِ همگان وصله ی ناجور شدم
آتشی ساختی و سوخته ای جان مرا
بوسه ای بر لب آتش زدم و نور شدم
بعد من قصه ی پروانه فراموش شده
جایش اما من دلسوخته مشهور شدم
دیدم اینگونه تو خوشبخت تری دور شدم
کاش یک روز بفهمی به چه مجبور شدم
دیدگاه ها (۳۶)

سر سودای تو هرگز ز سر ما نرودبرود این سر سودایی و سودا نرودپ...

بنشین فنجانت را به من بده، برایت معجون حیات آورده‌ام.تفکر، ت...

با آنکه بے دلیل رها میکنے مراآنقدر عاشقم که نمے پر...

هر ثانیه بی تو برایم مثل سالی ست یکبارِ دیگر دیدنت خواب و خی...

★彡   Part 17 彡★ صبح، با برخورد مستقیم نور خورشید از خواب بید...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

پارت۱ویو ات صبح از خواب بیدار شدم و به ساعت نگاه کردم. دیرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط