تمام تردید های من

تمام تردید های من
در دوستت دارم های تو
بی معنا شدند
هرگز تصور نمی کردم
که روزی اینچنین به دام عشق گرفتار شوم
و همچون کبوتری دلبریده از دنیا
در بند چشمانت اسیر شوم
هر روز که می گذرد
قلب کوچکم بیش از دیروز تو را می خواهد
آری
اکنون دیگر بدون عشق تو خواهم مرد
من بیمار عشق توام
و تنها طبیب من
دستان هستی بخش توست
پروانه ی خیالم
هر لحظه شمع چشمانت می جوید
ولی افسوس
که تلاشش بی حاصل است
دنیا را نمی خواهم
آسمان را نمی خواهم
جون تویی دنیای من
و آسمان همان چشمان توست
و حتی نفس هایت،نفس های من است
و اگر روزی دیگر بر نیایند
بی شک خواهم مرد
دیدگاه ها (۱)

درد دل‌مرافقط‌برگهای‌خشکیده‌میفهمندرنگ‌دل‌مرافقط‌پاییزمی‌دان...

شبتون‌پرازحس‌خاصخدای‌متعال

چطوره‌قشنگه‌مگه‌نه~-^⇩✔یادتون‌نره

یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون ک...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷.هر #شب تو به ایوان خیالم ...

باران زیباترین اتفاق است برای بهارمثل تو برای من

چه آرزوی قشنگی است زندگی با توتویی دلیل نفس های خسته ام یا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط