یک روز میرسدکه یک ملافه سفید پایان میدهد به من،به شیطنت ه

یک روز میرسدکه یک ملافه سفید پایان میدهد به من،به شیطنت هایم به بازیگوشی هایم، به خنده های بلند و تلخم روزی که همه با دیدن قطعه عکسم بغض می کنند و میگویند دیواانه دلمان برای دلقک بازی هایت تنگ شده..
دیدگاه ها (۵)

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

فیک : بین راندها

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

پارت آخر | پایانی که ادامه دارد:) چند ماه بعد...بالاخره روزی...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۸ صبح روز بعد، هایون...

KIM V

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

پارت پانزدهم | خوشبختییک ماه بعد...هوای سئول، مثل اولین روز ...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط