باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...
نگو محرم نمیدانمت!!!
نه....
تو مَحرم ترینی بر من....
اما بعضی دردها گفتن ندارد....
مرور بعضی دردها آنقَدَر درد دارد که تکرارش حتی برای خودم هم سَنگین است...
آنقَدَر سنگین که به زانو می اندازد مرا...
بغض چشمانم را که دیدی بغض نکن...
لرزش دستهایم را که دیدی هیچ نگو... فَقط دستم را بگیری کافیست...
هیچ نگو...
بعضی دردها با دلداری سَبُک نِمیشوند... بِخُدا بیشتر دردم می آید...
بعضی دردها بــــــــ ـــــَد دردی هستند رِفیق..بد دردی...
دیدگاه ها (۱)

معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است....یکی از دانش آموز ها...

چقدر این متن دلنشینه …. ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮن...

ﺩﻟــــــــــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﺸــــــﮑﻨﺪ "فریـــــادش"ﺭﺍ ﻧﻤﯿـــــــﻔ...

ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﯾﮏ ﭘﺪﺭ به دخترش...ﺩﺧﺘﺮﮐﻢﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﯿﺠﻨﮕﺪ...

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...نــــــگو محرم نمیدان...

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌... نگو محرم نمیدانمت!!!...

باور کن بعضــــــــی دردها گفتـــــنی نیست رفــــــیق‌‌...نـ...

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...نگو محرم نمیدانمت!!!ن...

باور کن بعضــــــــی دردها گفتـــــنی نیست رفــــــیق‌‌...نـ...

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...نگو محرم نمیدانمت!!!ن...

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...نگو محرم نمیدانمت!!!ن...

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...نگو محرم نمیدانمت!!!ن...

باور کن بعضــــــــی دردها گفتـــــنی نیست رفــــــیق‌‌...نـ...

باور کن بعضــــباور کن بعضــــــــي دردها گفتـــــني نيست رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط