سهم حوزه علمیه در مشکلات کشور

سهم حوزه علمیه در مشکلات کشور

✍ حجه‌الاسلام محمدمهدی تهرانی:
🔹وقتی انقلاب کردیم، علمای ما اقتصادنا می‌نوشتند و نه دانشجویان که حتی دانش‌آموزان ما هم اقتصادنا می‌خواندند. حوزه در دل بازار بود و پشت و پناه مردم و بازاریان. این نسبت از صدها سال قبل آغاز شده بود؛ از آنجا که حوزه در مقابل سلاطین، صدای مردم بود و گره‌گشای امور. وقتی انقلاب کردیم، اسلام قرار بود الگوی اداره زندگی از گهواره تا گور باشد. آن‌قدر اسلام، امید ساخته بود و اشتیاق که بسیاری از همان کسبه و جوانان انقلابی شروع کردند درس‌های طلبگی خواندن. آن روز حوزه مرجعیت فکری داشت. اسلامِ روح‌الله، اسلامی انقلابی، رهایی‌بخش، امیدآفرین و شورانگیز و در صحنه بود؛ اسلامی که برای اداره، برنامه داشت.

🔹و امروز گاه حوزه در دل بازار مانده؛ اما اساتیدش با ماشین شیشه دودی وارد حوزه می‌شوند و بیرون می‌آیند. بسیاری از مساجد در شهرها و روستاها فاقد روحانی است. چقدر از روحانیون ما حاضرند در خیابان‌های تهران راه بروند یا مترو و اتوبوس سوار شوند؟ روحانیت بیشتر در جمع مردم است یا در جمع مریدان خود و قاب رسمی و بی‌مزه صدا و سیما؟ درست می‌گوید استاد رمضانی که صدا به صدا نمی‌رسد؛ اما چه شد که چنین شد؟

🔹در اقتصاد، نه متفکرانِ حوزه اقتصادنا می‌نویسند و نه دانشجویان، نوشته‌های اینان را می‌خوانند. کتابِ امیدبخشی که همه نگاه‌ها را به خود بکشاند وجود ندارد. حوزه، میزس و هایک و روتبارد و کینز و... را نمی‌شناسد؛ ولی جوان امروز ما که در مترو مرا می‌بیند و چشمش به کتابی که در دست دارم می‌افتد(سابجکتیویسم رادیکال: یک بدیل پساکینزی برای اقتصاد اتریشی)، می‌گوید کینز حرام‌زاده است؛ میزس بخوان! او میزس را می‌شناسد اما حوزه ما نه. حوزه علمیه از جدال اقتصاد سیاسی در آغاز انقلاب و راهی که شهید صدر آغاز کرده بود، کناره گرفته است. جز چند تن استاد اقتصاد اسلامی و چهره‌هایی چون استاد قنبریان، تکلیف حوزه با نئولیبرالیسم مشخص نیست.

🔹در فرهنگ، نه فقط الگوی پوشش که الگوهای روابط دختر و پسر متحول شده و به زودی مشاوران ما به جای مشاوره به زوجین، لاجرم به دوست‌هایی که با هم کات کرده‌اند، مشاوره خواهند داد. حوزه نتوانسته زمام تحولات سبک زندگی را در دست داشته باشد. اینجا هم باز نهایت حرف حوزه انتقاد از مسئولان است! جوانی که تا ۳۰، ۴۰ سالگی امکان ازدواج در این وضع کشور را ندارد، چه باید بکند؟ رهبانیت؟ حوزه حتی انگاره ذهنی موجود از یک روحانی را نتوانسته مدیریت کند. تصور مردم از یک روحانی چیست و چقدر حوزه برای مدیریت این برساخت ذهنی برنامه داشته؟

🔹در سیاست چقدر حوزه نقش فعال دارد و حامی مردم است؟ چرا هر نابسامانی در کشور باید از چشم رهبری و حکومت آخوندی دیده شود؟ نتیجه آن می‌شود که دشمنان سیل خون به راه می‌اندازند و خودشان هم مویه‌کنان عزادار میدان می‌شوند و تمام این دستگاه متهم است. انگار نه انگار که مجاهدین خلق حضور سردمداران خود را هم در کوتای اخیر تایید کرده. انگار نه انکار که رهبری از شبه کودتا می‌گوید. مگر این ما نبودیم که این همه شهید دادیم؟ چرا اجازه می‌دهیم جای متهم و شاکی عوض شود؟ چرا تعیین‌کننده بازی نیستیم؟ وقتی در ژاپن سیاست‌های دست‌راستی اجرا می‌شود، حاصل اعتراضات ترور وزیر اقتصاد است. اینجا شوک‌درمانی اجرا می‌شود و طبیبیان مقاله می‌نویسد که مشکل کشور اشرافیت معممین سیاسی است! هر بدبختی‌ای به دین‌ستیزی و روحانیت‌ستیزی و رهبری‌ستیزی ختم می‌شود. اینها حاصل ناتوانی در روایت‌سازی و پیش از آن موضع انفعالی در قبال حوادث است. روحانیتی که حتی برای آتش زده شدن مسجد و قرآن هم مویه نمی‌کند و کفن‌پوش نمی‌شود. دست آخر هم باید آن بزرگمرد، استاد عابدینی در قم اشک بریزد و درب خانه بزرگان بیاید که چرا سکوت کردید. کشور در آستانه جنگ است. دقیقا حوزه چه می‌کند و کدامین نقش را در این مصاف در برانگیختن خشم مردم و دشمن‌ستیزی مردم به دوش گرفته؟

🔹اینها تلخ بود و ای کاش می‌توانستم اینها را ننویسم. این همه نافی نیمه پُر لیوان در کشور نیست؛ نشان‌دهنده کم‌کاری‌های ماست؛ مایی که یک روز باید پاسخ این همه کم‌کاری را بدهیم.

🌐 @Rahe_Dialameh
دیدگاه ها (۰)

🎥 وقتی اصولگرایان در محافل خودشان نشسته‌اند و جلیلی وسط میدا...

‌🔴 مثل زمان بنی‌صدر #دین‌ستیزی➖ حمله مجدد اغتشاش‌گران به د...

پیشرفت های ایران بعد پیروزی انقلاب نسبت به قبل آن

🔺 آیا حسن روحانی بودجه دفاعی کشور را کاهش میداد و دربرخی پرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط