تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو
دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار
گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو
خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند
این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
دیدگاه ها (۴)

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای توپرده غنچه می‌درد خنده دلگشای ...

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو پرده غنچه می‌درد خنده دلگشا...

‌تـاب بنفشه می‌دهد طره مشک ســــای توپـــرده غنچـه می‌درد خن...

تاب بنـفـشـه می دهــد طـره مشــک سـای توپـرده ی غنــچـه می د...

تاب بنفشه میدهد طره مشک ساز توپرده غنچه میدرد خنده ی دلگشای ...

یه روزی بطری بازی میکردیم تقریبا گمونم سال 91 بودبطری به طرف...

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کاین سر بر هوس شود خاک در س...

مهر رخت سرشت من خاک درت بهشت منعشق تو سرنوشت من راحت من رضای...

#غزلیات #عارف_قزوینی #غزل_ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط