خون آشام من

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟵
همچی داشت خوب پیش میرفت
و اون لذت بوسه ی اول..
اما یکدفعه ای..
ویوی ات:
نمیدونم چیشد اما
با ضربه محکمی به سرم چشمام تار شد و روی زمین افتادم
.....
ویوی کوک:
فکر کردم خودش عقب کشیده اما وقتی چشمامو باز کردم دیدم ات سرش پر خون پخش زمین شده
~مگه نگفتم تو فقط مال منی داری این دختررو میبوسی؟ توحتی بیارم منو نبوسیدی بعد این جن*درو میبوسی؟ من قدرتم از این بیشتره منو دوستم نداری نداشته باش ولی حق نداری کسی دیگرو ببوسی (گریه)
من بهت زده فقط به ات نگاه میکردم
روی زمین نشستم حتی دیگه دندون نیشمم در نیومد رنگ چشمامم تغیر نکرد(به خاطر بوی خون خون اشاما رنگ چشمشون و دندونای نیششون بیرون میزنه)
دستای کوچیکشو تو دستم گرفتم و سر پر خونشو تو بغلم
×ببینم تو چه گوهییی خوردییییی
و با سرعت غیر قابل باور گردن سوجینو گرفتم
×وصیتت رو بکن چون که قراره بمیری
~ددی دارم خفه میشم دستتو بردار
چشمامو خون گرفته بود
.....
دیدگاه ها (۱۳)

سلاملکممم قشنگاااااعیدتون مبارکککک امیدوارم سال خوبی داشته ب...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟮ویوی ات:چیزی برام مهم نبود ه...

سلاام خبب بشهاا میخاستم بگم کهه..پایان هر فیک یه نظر سنجی می...

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟴بلخره موفق شدم نگاهمو ازش بدزدماما حس میکرد...

[☆part³⁷☆]...میدونی مثل مادرت ضعیفی،اونم وقتی داشتم خفش میکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط