دوتا چشمام دوتا سرباز مغرورن

دوتـا چـشمام دوتا ســـرباز مغرورن
که مدتهاست از معشوقشون دورن
دیدگاه ها (۱)

( قهوه ی چشمهای تو...) . . . در کـنار پنـجره می نشینم دلـم د...

راز آن روز ها که آبهای جنوب گاهی عِطر گلاب می دادند بر ملا...

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:⁶توی اتاق جنا تا دیر وقت مینوشیدن بدون این...

چندپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط