پر از جنونم و حرفی برای گفتن نیست
پر از جنونم و حرفی برای گفتن نیست
کسی شریک سکوت شبانه ی من نیست
ببین که نیمه ی شعرم به درد چسپیده
که لاله لحظه ی حتی بدون لادن نیست
چه زخم ها که نبودت نمک به آن ها زد
تنی که درد چسپیده که نام تن نیست،،
شکار در قفس بغض سال مدفون
مرا شکست سکوتم نیاز شکستن نیست،،
درخت سروم و هر روز جان به لب شده ام
کویٔر جای بهار و جوانه کردن نیست،،،،
گرفت قامت شب را قیامت ضلمت
کسی به فکری طلوع ستاره قطعا نیست،،
شریک خلوت تنهای ام دلم تنگ است
برای گریه به جز شانه ی تو با من نیست،،
فروغ شعله ی فانوس دل! بیا که هنوز
کسی شریک سکوت شبانه ی من نیست،،
کسی شریک سکوت شبانه ی من نیست
ببین که نیمه ی شعرم به درد چسپیده
که لاله لحظه ی حتی بدون لادن نیست
چه زخم ها که نبودت نمک به آن ها زد
تنی که درد چسپیده که نام تن نیست،،
شکار در قفس بغض سال مدفون
مرا شکست سکوتم نیاز شکستن نیست،،
درخت سروم و هر روز جان به لب شده ام
کویٔر جای بهار و جوانه کردن نیست،،،،
گرفت قامت شب را قیامت ضلمت
کسی به فکری طلوع ستاره قطعا نیست،،
شریک خلوت تنهای ام دلم تنگ است
برای گریه به جز شانه ی تو با من نیست،،
فروغ شعله ی فانوس دل! بیا که هنوز
کسی شریک سکوت شبانه ی من نیست،،
- ۱.۴k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط