پارت 2
پارت 2
باهم رفتیم جلوی یه اتاق درو باز کرد
چهارتا دختر داشتن
تمرین میکردن
ویو نارا
تا پی دی نیم رو دیدن وایسادن
که نگاهشون افتاد به من
پیدینیم: بچهها، یه عضو جدید دارین از امروز این نارا هست. عضو جدید گروه
جیسو: خوش آمدی
که آمدن جلو و یکی یکی خودشون رو معرفی کردن
جیسو: من کیم جیسو هستم عضو بزرگ گروه
رزی: من پارک رزی هستم
جنی : من کیم جنی هستم
لیسا: منم لالیسا هستم خوشبختم
نارا: من هم جانگ نارا هستم خوشبختم
دخترای مهربونی بودن بعداز تمرین رفتیم خونه اتاقمو نشون دادن
لیسا :از امروز خونه تو هم هست
جنی: این آشپزخونهست، اینم سالن تمرینه، اینجا هم سالن استراحت
رفتم اتاقم روی تخت دراز کشیدم به فکر این بودم که پس فردا کنسرت هست
که همه آیدل ها هستن باید اجرا کنیم استرس داشتم چون اولین بارم بود
جلوی اون همه آدم باید اجرا میکردم توی همین فکرا بودم و که خوابم برد
(فردا)
ویو نارا
از خواب بیدار شدم رفتم
سرویس کارهای لازم رو انجام دادم روتین پوستیم. رو انجام دادم
که صدای در آمد
لیسا: نارا بیداری
نارا: آره بیدارم
لیسا:زود باش باید بریم کمپانی
بلند شدم لباس پوشیدم
موهامو دم اسبی بستم کفشمو پوشیدم رفتم بیرون از اتاق با دخترا رفتیم
بعد یه ربع رسیدیم رفتیم توی اتاق تمرین که رزی گفت
رزی: راستی فردا کنسرت بزرگه
نارا: همون کنسرتی که همه آیدلها میان
جنی: آره تقریباً همه گروههای معروف اونجان
هیجان داشتم
چون این آرزوی بچه گیم بود
آهنگ پخش شد
شروع. کردیم به تمرین کن بعد چند مین تموم شد
همه روی زمین نشستم نفس نفس میزدن
رزی با خنده گفت
رزی: برای روز اول خیلی خوب بودی.
نارا: واقعاً
جنی: معلومه. اگه خوب نبودی عضو گروه نمیشدی.
خوشحال شدم که رفتیم خونه
ویو شوگا
توی اتاق تمرین داشتیم
تمرین میکردیم که تهیونگ گفت
تهیونگ: بچه ها
نامجون : چیشده
تهیونگ:یه خبر دارم
جین : باز تو چی شنیدی
تهیونگ : برای بلکپینک یه عضو جدید اومده
جیهوپ : جدی کیه
تهیونگ:یه دختره میگن خیلی خوشگله
جیمین : واقعا کی دیدهش
تهیونگ: کمپانی گفته از فردا تمرین مشترک دارن
تهیونگ: راستی فردا کنسرت هست که همه آیدل ها هستن قراره همه گروهها همدیگه رو ببینن
(فردا)
ویو نارا
صبح با هیجان بیدار شدم اماده شدیم و رفتیم جایی که قرار بود برگزار بشه
نارا: باورم نمیشه واقعاً اینجام
رزی لبخندی زد و گفت
رزی: بهش عادت میکنی.
لیسا خندید و گفت
لیسا: البته نه خیلی زود. منم اولین بار همینجوری بودم.
کنسرت شروع شد.
و ما پشت صحنه بودیم
نارا: اگه اشتباه کنم چی
جیسو دستمو گرفت و گفت
جیسو: نمیکنی
جنی: تو برای اینجا زحمت کشیدی
رزی: پس به خودت اعتماد کن
لیسا: و از اجرا لذت ببر.
لبخند زدم که مسئول صحنه گفت
مسئول :بلکپینک آماده باش
بچه ها حمایت کنید اگه حمایت کم باشه مجبورم شرط بزارم
باهم رفتیم جلوی یه اتاق درو باز کرد
چهارتا دختر داشتن
تمرین میکردن
ویو نارا
تا پی دی نیم رو دیدن وایسادن
که نگاهشون افتاد به من
پیدینیم: بچهها، یه عضو جدید دارین از امروز این نارا هست. عضو جدید گروه
جیسو: خوش آمدی
که آمدن جلو و یکی یکی خودشون رو معرفی کردن
جیسو: من کیم جیسو هستم عضو بزرگ گروه
رزی: من پارک رزی هستم
جنی : من کیم جنی هستم
لیسا: منم لالیسا هستم خوشبختم
نارا: من هم جانگ نارا هستم خوشبختم
دخترای مهربونی بودن بعداز تمرین رفتیم خونه اتاقمو نشون دادن
لیسا :از امروز خونه تو هم هست
جنی: این آشپزخونهست، اینم سالن تمرینه، اینجا هم سالن استراحت
رفتم اتاقم روی تخت دراز کشیدم به فکر این بودم که پس فردا کنسرت هست
که همه آیدل ها هستن باید اجرا کنیم استرس داشتم چون اولین بارم بود
جلوی اون همه آدم باید اجرا میکردم توی همین فکرا بودم و که خوابم برد
(فردا)
ویو نارا
از خواب بیدار شدم رفتم
سرویس کارهای لازم رو انجام دادم روتین پوستیم. رو انجام دادم
که صدای در آمد
لیسا: نارا بیداری
نارا: آره بیدارم
لیسا:زود باش باید بریم کمپانی
بلند شدم لباس پوشیدم
موهامو دم اسبی بستم کفشمو پوشیدم رفتم بیرون از اتاق با دخترا رفتیم
بعد یه ربع رسیدیم رفتیم توی اتاق تمرین که رزی گفت
رزی: راستی فردا کنسرت بزرگه
نارا: همون کنسرتی که همه آیدلها میان
جنی: آره تقریباً همه گروههای معروف اونجان
هیجان داشتم
چون این آرزوی بچه گیم بود
آهنگ پخش شد
شروع. کردیم به تمرین کن بعد چند مین تموم شد
همه روی زمین نشستم نفس نفس میزدن
رزی با خنده گفت
رزی: برای روز اول خیلی خوب بودی.
نارا: واقعاً
جنی: معلومه. اگه خوب نبودی عضو گروه نمیشدی.
خوشحال شدم که رفتیم خونه
ویو شوگا
توی اتاق تمرین داشتیم
تمرین میکردیم که تهیونگ گفت
تهیونگ: بچه ها
نامجون : چیشده
تهیونگ:یه خبر دارم
جین : باز تو چی شنیدی
تهیونگ : برای بلکپینک یه عضو جدید اومده
جیهوپ : جدی کیه
تهیونگ:یه دختره میگن خیلی خوشگله
جیمین : واقعا کی دیدهش
تهیونگ: کمپانی گفته از فردا تمرین مشترک دارن
تهیونگ: راستی فردا کنسرت هست که همه آیدل ها هستن قراره همه گروهها همدیگه رو ببینن
(فردا)
ویو نارا
صبح با هیجان بیدار شدم اماده شدیم و رفتیم جایی که قرار بود برگزار بشه
نارا: باورم نمیشه واقعاً اینجام
رزی لبخندی زد و گفت
رزی: بهش عادت میکنی.
لیسا خندید و گفت
لیسا: البته نه خیلی زود. منم اولین بار همینجوری بودم.
کنسرت شروع شد.
و ما پشت صحنه بودیم
نارا: اگه اشتباه کنم چی
جیسو دستمو گرفت و گفت
جیسو: نمیکنی
جنی: تو برای اینجا زحمت کشیدی
رزی: پس به خودت اعتماد کن
لیسا: و از اجرا لذت ببر.
لبخند زدم که مسئول صحنه گفت
مسئول :بلکپینک آماده باش
بچه ها حمایت کنید اگه حمایت کم باشه مجبورم شرط بزارم
- ۱۷۷
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط