نمیدانم چرا ؛

نمیدانم چرا ؛
این عقل
یقه ی دلم را
رها نمیکند ؟ !!

مگر تقصیر من است
که تو را
با دلم میخواهم و
با عقلم جور در نمی آیی ؟!



« هستی دارایی »
دیدگاه ها (۱)

سلام بر تو گل زهراالهی جان به قربانتحبیبا‌ای گل نرگسبگو جانا...

زیبااا زیبایی!!! به دیدن دلم نمی آیی.!؟ من و شب و فراق وتنها...

اینکه بگویم تو را دوست دارم یا عاشقت هستم حرف دقیقی نیست بهت...

غروب جمعه شد مولا، نمی‌دانم کجا هستی دعای جمعه می‌خوانم، نمی...

سلام بر تو گل زهراالهی جان به قربانتحبیبا‌ای گل نرگسبگو جانا...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

F

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط