مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

از پنجرهبوی سوختگی میآمد

از پنجره،بوی سوختگی می‌آمد.
انگار همین حوالی،کسی تمام گذشته اش را آتش زده.
جنگلی را سوزانده تا درختی را فراموش کند.
دیدگاه ها (۰)

عشق چون کهنه شود محو نگردد به فراق نخل از جا نرود ریشه چو در...

از جهان طرد شدم،کنج قفس سرد شدمدختری گوشه ی زندان دلم می رقص...

12:34

از پنجره بوی سوختگی می آید؛ انگار همین حوالی، یک نفر تمام گذ...

نیاز به دلگرمی ندارم. دیگر به چه کارم می‌آید؟آن وقت که می‌خو...

ادیت خودم واسه یه دختر کوچولو کپی رایت ممنوع کپی سناریو مجاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط