تو هر شهر دنیا که بازون بیاد

تو هر شهر دنیا که بازون بیاد
خیابونی گم میشه تو بغض و درد
تو بارون مگه میشه عاشق نشد؟
تو بارون مگه میشه گریه نکرد؟



مگه می‌شه بارون بباره ولی
دل هیشکی واسه کسی تنگ نشه
چه زخم عمیقی توی کوچه‌هاست
که بارون یه شهرو به خون می‌کشه



تو هر جای دنیا یه عاشق داره
با گریه تو بارون قدم می‌زنه
خیابونا این قصه رو می‌دونن
رسیدن سرآغاز دل کندنه
دیدگاه ها (۲)

فلسفه، فلسفه از خاطره ها دور شدی علتی در پسِ این سلسله ی ب...

هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایۀ هیچ.

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاص...

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقی...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

سناریو جونگکوک

یه تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:))) به قلم لینا؟:) ...

عاشقانه های شبنم

پارت چهارم معرفی دختر مهتاب: اگه عاشق فضاهای فانتزی شرقی، اس...

دو قطب مخالف🧡💙# قسمت ۳۰: «اعتراف به همه» 🔥❄️**صحنه ۱ - داخلی...

اعتیاد من بهت.

my snow ❄#my_snowPT30~بعد از این همه سال...یه خنده‌ی کوتاه م...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

وقتی یه مرد واقعی عاشق میشه، دیگه براش رنگ پوست، فرم صورت، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط